أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
90
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ازو آواز گوساله شنيدند گفتند : اين چيست ؟ - آن ملعون مطرود گفت : « هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ » اين خداى شما و خداى موسى است موسى خداى را اينجا فراموش كرد و آنجا « 1 » رفت و از جملهء حيوانات گوساله را از براى آن اختيار كرد كه او گوسالهپرست بود مردم منتشر شدند و ششصد هزار مرد الّا دوازده هزار مرد بنى اسرائيل گوسالهپرست شدند و چندانكه هارون گفت نشنيدند و گفتند كه : ما ازين بازنگرديم تا موسى بنزديك ما بازآيد « 2 » چنان كه خداى تعالى از ايشان باز گفت : « لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 52 ] ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 52 ) پس ترك عقوبت كردن شما كرديم و از گناه شما در گذشتيم و آن را نابديد « 3 » گردانيديم « 4 » يعنى توبهء ايشان قبول كرديم چون توبه كرديد « 5 » پس از آنكه گوساله پرست شده بوديد « 6 » تا بود كه شما شاكر شويد و شكر نعمت بگزاريد ، شكر اعتراف بود بنعمت با نوعى تعظيم . عبد الله عباس گويد : شكر طاعت خداى بود بهمهء جوارح در نهان و آشكارا . ابو بكر وراق گفت : شكر نعمت آن بود كه سعى خود را در او هيچ بهره نشناسى و همه ازو بينى . در خبر است كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت كه : موسى عليه السّلام خداى را گفت : بار خدايا آدم چگونه شكر تو توانست كرد و تو او را بيافريدى و برگزيدى و فرشتگان را فرمودى تا او را سجده كردند و بهشت را جاى او گردانيدى ؟ - حق تعالى گفت : آدم دانست كه آن همه از منست شكر او اين قدر بس است مرا ، گفتهاند : شكر پنج چيزست آنكه از سيّآت بپرهيزد ، و حسنات را محافظت كند ، و شهوات را مخالفت كند ، و طاعت مبذول دارد معبود خود را ، و مراقبت فرمان خداى تعالى كند در جميع احوال . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 53 ] وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ( 53 ) و چون ما داديم موسى بن عمران را كتاب توراة و آنچه بدان فرق كرد ميان
--> ( 1 ) - در نسخهء قديمى : « و او آنجا » . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « بازنيايد » . ( 3 ) - يعنى ناديده . ( 4 ) - در نسخهء قديمى : « كرديم » . ( 5 ) - در چند نسخه « كردند » و « بودند » . ( 6 ) - در چند نسخه « كردند » و « بودند » .